ترانوش

استفاده از آثار و ترانه هامنوط به مجوز کتبی ازصاحب وبلاگ می باشد

بادوفنجان ترانه دلچسب

برای من که جای جنگم درد میکند،برای من که از خشونت بی دریغ همسایه گان هنوزبغضناکم،برای من که دیگر از انتظار گسترده شدن سفره ای با عطر نفت وگاز بیزارم،برای من سرخورده از آرمان ودین وآزادی واز حماسه خودی وغیر خودی، برای من که گلوی فریاد برادرلاغرم را ان یکی برادر چاقم در خیابان سر بریده، برای من که رستم دلم از داغ سهراب به درد آمده، برای من که از دغدغه سقف و نان و اندکی آزادی لبریزم،برای من که تاریخ سوزانده شده ام را دوست دارم، برای من که حکم چهچهه ام حرام وجنس زخمه ام عین نجاست است، برای این من تکه پاره بی شماربا اینهمه خستگی یک فنجان آرامش، یک سبد زیبایی، یک غزل آفرینش ناب حسرت مدام است شمایان اگر درد اتم داریدوغم حزب الله من در جست وجوی آرامشم شما هم که اراده اش نکنید خودم به غیرت دست ودلم وبه همت نگاهم خدایی خواهم کرد.

 

ترامادول

باز که مث مرده ها / افتادی تو رختخواب

اینورت یه بسته قرص / اونورت کمی شراب

باز که خیسه بالشت / گونه هات شده سیاه

لحظه هات شده همین / زندگی به شرط آه

بازی ترامادول / هرشب شکستگی

گوشه پیاده رو / مستی عرق سگی

نعره متالیکا / موسیقی ، خلاف شرع

آینه ای ترک ترک / عکس تو بدون شرح

نه به این مردم خسته کننده

نه به این حال و هوای کشنده

به خودت تکیه کن خودت خداباش

از این مرگ تدریجی رها باش

کز نکن دپرس نباش / بغض تو مرگ منه

با سکوت سرد تو / روح من یخ می زنه

به تنفر تن نده / روحتو زخمی نکن

به خودت سیلی نزن / بسه بی رحمی نکن

هی نگو این زندگی / از سر مجبوریه 

هی نگو حتی خدا /  آدم ناجوریه

هی نگو از خودکشی / قید این فکرو بزن

گونه های زرد تو / واسه من یعنی وطن

نه به این مردم خسته کننده

نه به این حال و هوای کشنده

به خودت تکیه کن خودت خداباش

از این مرگ تدریجی رها باش.

 

دیوونه وار

تا حواس دقیقه ها پرته / این حواس حسود کاری کن

فرصت لمست و نگیر از من / هی نگو زوده،زود کاری کن

مثل هر شب به شرط بودن تو / غصه هامو کنار میذارم

قول میدم بخندم از ته دل / از ته دل بگم :دوست دارم

واسه پارو زدن به سمت تو / دست من خستگی نمیشناسه

وقتی تسلیم بوسه هام میشی/ دلم آتشفشان احساسه

 

ریسه میبنده گل / گل میرقصه نسیم

آینه تب میکنه / ما به هم میرسیم

زیرورو میشه از / موج لبخند تو

به تو برمیخوره / آرزومند تو

 

تا حواس دقیقه ها پرته / لحظه هامونو غرق خاطره کن

عشق نیلوفرانه من باش / همه روحمو محاصره کن

تورو دیوونه وار میبوسم / زیر چتر همیشه بارونی

تو هوای تو اوج میگیرم / نو عروس شب زمستونی

ازلبات میرسم به مرز عسل / از نگاهت شراب می نوشم

پشت وحشی ترین شب شرقی / از تنت آفتاب می نوشم

 

ریسه میبنده گل / گل میرقصه نسیم

آینه تب میکنه / ما به هم میرسیم

زیرورو میشه از / موج لبخند تو

به تو برمیخوره / آرزومند تو.

کاوه رییسی-مهر ماه ١٣٨٨ کازرون      تلفن تماس:  ٠٩٣۶۵۵٣٠۴٣٨ 

 

 

اما اجازه بدین کمی در مورد آثار جدیدی که این روزا به گوشمون رسیده صحبت کنم این دفه از کارای ضعیف وبی مایه نمیگم به قول معروف نیمه پرلیوان رو نگاه میکنم به کسایی مث هلن با اون صدای محکمش که با همراهی کلام روزبه بمانی دوباره به روزای اوج خودش برگشته با موسیقی قابل قبول وامروزی که گاه تنه به راک میزنه.اما بعدازمدتها  از کار جدید منصور"ندیدی تو خوابم"که بابک روزبه  کلامش رونوشته وشوبرت آواکیان آهنگش رو ساخته خوشم اومد. ترانه فوق العاده ایرج رو با عنوان "تصویر رویا" با صدای داریوش عزیز اگه نشنیدین گناه بزرگی مرتکب شدین این کاررو فقط با ترانه شهیاربا آغازه ای به این نابی "روی ابریشم چین نبض دات و میشه دوخت" که گوگوش خونده ومث رودخونه ای همچنان که میگذره گوشات ونوازش می ده وخستگی هات ومی بره می تونم مقایسه کنم  ترانه شطرنج رواز این آلبوم که اتفاقا خود داریوش آهنگش روساخته نپسندیدم از بقیه کارای آلبوم معجزه خاموش لذت بردم مث همیشه تم ترانه های انتخاب شده عاشقانه اجتماعی ودرمسیر انسانی است.شادمهر تونست بخصوص با دو آهنگ تقدیر با آغازه: باید تورو پیدا کنم ترانه ای که مونا برزویی به زیبایی سروده بودوترانه دیگر"آغوشت وبه غیر من "قدرت خودش روبه ویژه به داخلی ها اثبات کنه وبا کارای ریتمیک وشاد دیگر مخاطباش روهم راضی کنه گوگوش هم که بالاخره به این نتیجه رسید که باید کمی تغییر مسیر بده که فعلا یکی دوتا ازکلیپاش رو دیدیم ولذت بردیم منتظر شنیدن آلبومش که من فک میکنم موفق ترازقبل خواهدبود میمونیم.درمورد سیاوش قمیشی باید بگم مخصوصا"از دو ترانه "خط میکشم رودیوار"و"توبارون که رفتی "که اسم ترانه ها رو نمیدونم خیلی خوشم اومد ولی مدتهاست که شخصا ازسازبندی وتنظیم کاراش واینکه سازای آکوستیک رو تقریبا گذاشته کنار حال نمی کنم .منتظر شنیدن دوآلبوم جدیدازشهیارقنبری هستیم امیدوارم که ابی هم هرچه زودتر آهنگ های خوبی روبه جامعه هنری عرضه کنه.امیدوارم که بعدا بتونیم با جرات درمورد استعدادای جدیدتر صحبت کنیم البته خیلی از خواننده های جدید رومیبینم ومیشنوم که هم با موزیک وهم با صداشون حال میکنم که حتما درآینده اسم میارم  .اما تو همین فرصت کوتاه نمیتونم بی خیال بعضی هابشم مثل:محسن نامجو-رضایزدانی-کامیار(که صداش واقعا قوی ومتفاوته)

 

نویسنده : کاوه رییسی : ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ ; ۱٧ مهر ۱۳۸۸
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

چن فنجان ترانه’سرد

چیزی شبیه زندگی

فرقی نداره وحشت ما

توبهت این همه دوراهی

من موندنی تواین غبارم

تورهسپارناکجایی

 

فرقی نداره هردوی ما

بازیچه دست خداییم

محکوم این تقدیرشومیم

مترسکی بی دست وپاییم

 

"تومشتمون چی داریم   جزحسرت وبیهودگی

                                یه مرگ متحرک   چیزی شبیه زندگی"

خوابم پراز هذیون وضجه

سرگیجه ای روبه سقوطه

فرقی نداره نعره ما

هردوسرانجامش سکوته

 

تواین کویرگرگرفته

بامن یه دنیا درد ودرده

باتویه خوشبختی مشکوک

توغربتی که تلخ وسرده

 

"تومشتمون چی داریم   جزحسرت وبیهودگی

                                یه مرگ متحرک   چیزی شبیه زندگی"

 

دلشوره

به من زل میزنی جوری که انگار    

یه قاب عکس بی جونم رو دیوار

 

هزارباربا زبون بی زبونی  

می گی بیزارم از عشق تو بیزار

 

چشامو می پرستیدی یه روزی   

یه روز ورد زبونت اسم من بود

 

یه روز می مردی ازتب کردن من  

تموم وحشتت بی من شدن بود

 

حالا اشکامو نا دیده می گیری    

برات تکراریه هرچی که میگم

 

توی آغوش بی عاطفه تو  

پرازتنهایی ودلشوره میشم.

نویسنده : کاوه رییسی : ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ ; ٢۱ خرداد ۱۳۸۸
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

6و8 آزاری

   قبل ازاینکه حرفهایم راکه مثل همیشه به سرشماری انبوهی ازنابسامانیها برمی خورد باشمادرمیان بگذارم بایداعتراف کنم که من هم مثل همه آدمهایی که برای نفس کشیدن به اکسیژن نیازدارند براین گمانم که درهرجامعه ای همه نوع موسیقی حتی آنچه گاه ما آنرانازل می نامیم لازم است نه اینگونه که غرق در.....

    گفت وگوی مادررابطه باموسیقی است الهه ای که این روزها مانند یک بچه ناخلف ازهر کسی تو سری می خورد....بی خیال بگذاریم ارباب معرفت به کارشان برسند این باربا اهالی موسیقی دعوا دارم نه متولیان(؟؟؟؟؟)آن.پاپ موزیک ماکه قربانش بروم هرچه بیشتر توسری می خورد بیشتر عاشق می شود در داخل وطن که مشتی بچه مایه داربی درد وکم سوادبراساس اینکه مادر یا احتمالا"دوست دخترمحترمه صدایشان راپسندیده اند یک شبه موزیسین میشوندشعر و آهنگ وتنظیم وغیره راهم که فوت آبند هیچ نتیجه اش می شود یک معجون تخ...تخیلی به نام ایران موزیک (بیچاره ایران)با یک عالمه مجری بی مزه ترانه های آب دوغ خیاری وصداهای فجیع.وکانال هایی ازاین دست که انگارنه درایران پهناورخودمان بامردمانی که قرنهاست بابدبختی ودردها والبته خوشی های خاص خودشان قرارداد بسته اند بلکه فقط احوالات عاطفی وجنسی شمال تهران راشامل میشود.آنور آبی هاهم که هرروز حالشان خوشتراست کسی که درداخل حتی سایتش اجازه نفس کشیدن نداردمدام فریاد میزند که:زندگی بهترازاین نمیشه.آن یکی برای من که ته مانده حسابم راسیصدباربرای خریدیک گیتارمشقی زیرورو میکنم وبرای همسایه من که بحران برنج ونان وگوجه فرنگی یقه اش راسخت چسبیده می خواند: نمره بیست کلاس ونمی خوام.این است مضمون پرمایه خانم هاوآقایان رانده شده به درگاه آزادی.قبول کنیدکه اگربه اندازه انگشتان یک دست ازجمع ترانه سراهایمان کم کنیم خلاصه اش می شود:توخودت قندونباتی ویک سری واگویه های چندش آور.

    شش وهشت آزاری-توجه هنرمندبه عامه پسندبودن –عدم تربیت هنری عامه-ناتوانی مالی عده ا ی که دنیا می آیند و می میرندو ره به جایی نمی برند-ناآگاهی خصوصا"خوانندگان ازادبیات ترانه واحوالات جامعه-کم سوادی-اینها که دست به دست هم بدهد دنیا دیگه مث تونداره میشه پرفروش ترین کارسال تب تندی که البته باحضوروعبور تاریخ محکوم به فراموشی میشود اما فرض کنیدکه درجایی دیگرازدنیا کویین یاپینک فلوید یاچه می دانم استینگ جدول هارامغلوب می کندلطفا"خودتان مقایسه کنید.اماباز هم به خودهنرمند برمیگردیم که باید باارایه اثرش ضمن کشف وضبط درون مخاطب مرتبه کیفی اورا بالا ببرد نه خودش رابه پایین برساند.حرف زیاده وحوصله من وشماکم       به امید ایرانی زیبا که آنرا باهنروفرهنگش بشناسند.                    

همتون رودوس دارم                                       

    

 

 

نویسنده : کاوه رییسی : ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ ; ٧ آذر ۱۳۸٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

به دختران آواره سرزمینم

تبعید

 

بغضی که چکه می کنه

سکسکه های بی کسی

ثانیه های دربه در

توکوچه دلواپسی

چشماشودوخته به فرار

جونش رسیده به لبش

بازداره پنجه می کشه

روصورت سرد شبش

     

        غرورشو مچاله کرده تبعید

        دلش کویر درده درد تبعید

 

خلوت عریونی شوبا

آدمکا سرمی کنه

تو رختخوابی پرتپش   

عمرشو پرپر می کنه

«درخت بی سایه»* میشه

روزی هزاربار می میره

سراغ ریشه ها شواز

جنگل غربت می گیره

     

       تو جشن سایه های سرد وبی روح

       بازم باید برقصه رقص اندوه

 

نه دستی ازجنس رفاقت

نه شوق فردایی که باید

فقط گذرنامه ای پاره

بایه بغل خاطره بد

 

      تو جشن سایه های سرد وبی روح

             غرورشو مچاله کرده تبعید

                        بازم باید برقصه رقص اندوه

                                 دلش کویر درده درد تبعید

 *درخت بی سایه ترکیبی است ازسعیدمحمدی نازنین

 


برای لحظه هایی که حیف شدند...

لحظه

لحظه افتادبه رعشه

شب عاشقانه جون داد

لب پلکان مهتاب

ذوق شعرازنفس افتاد

هرچی ظلمت توهوابود

روسرستاره بارید

ساقه صبورمریم

زخم داس و روتنش دید

 

یه روزی توچشمای تو

طرح زیبایی من بود

کمترین خاطره ما

شکل فواره شدن بود

یه دفه طوفان وزیدو

همه حرفارودزدید

سیب وازقاب دریچه

اززمین بهارو دزدید

سایه من روسرتو

سقفی ازجنس خطرشد

پی خوشبختی نگاهت

توی آینه دربه درشد

ابردلسوخته پاییز

تشنه یه قطره ایثار

آینه آبستن غم شد

بین بهت منودیوار

 

لحظه افتادبه رعشه

...........

نویسنده : کاوه رییسی : ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱٧ آبان ۱۳۸٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

ترانه ای برای فصل خوب کودکی

   بیاهنوزبچه باشیم

 

 بیا به یاد بچگی یه برج سنگی بسازیم

 بعد با یه توپ لاستیکی برجَ روازپابندازیم

 بیا با طرح زیگزاگی توکوچه آبپاشی کنیم

 روی دیوارهمسایه عکسش ونقاشی کنیم

 بیا روی زنگ درا بازم آدامس بچسبونیم

 قایم بشیم پشت دیواردخترا روبترسونیم

 مرغ زن همسایه روتوپ کنیم ولایی بدیم

 به امتحان دیکته مون یه بیست قلابی بدیم

  

 بیا به نام بچگی درسامون وتازه کنیم

 طول غم آدما روبا خط کش اندازه کنیم

 به احترام حیوونا حسنک وهی جاربزنیم

 پیرهن خودخواهی مون وآتش ایثاربزنیم

 یادش به خیرمحرما تعزیه پرداز میشدیم

 باتیرکمون تخته ای کلی تیراندازمیشدیم

 فرقی نداشت یزید یاشمریا سعدوقاص میشدیم

 بادستای پنهونیمون حضرت عباس میشدیم

 

 بیاهنوزبچه باشیم عاشق آسمون وآب

 دستامون ووابکنیم پربکشیم مث عقاب

 روحمون وحبس نکنیم تواضطراب ارتفا

 برهنه پاشیرجه بریم روفرش خیس علفا

 توامتحان زندگی روقلب هم پا نذاریم

 تکلیف مهربونی روبرای فردا نذاریم

 توبچگی رفاقتا زنونه مردونه نداشت

 هیچ کسی عشق خودش وپشت نقابا نمیذاشت

 یادش به خیراون قدیما بابام میشداسب خودم

 کاشکی بودش تااین دفه من واسه اون خرمیشدم

 بیاهنوزبچه باشیم توکوچه گل بازی کنیم

 به جای زخم زبوناهمدیگه رونازی کنیم.

                                                              

  " کودکی "کودکی ام راازدست نخواهم داد ......                                                                   

نویسنده : کاوه رییسی : ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ ; ۸ شهریور ۱۳۸٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

آخرین آدم

آخرین آدم

زوزه گرگ وباد           شب گسترده دشت

یه نفربا فانوس            پی انسان می گشت

هرطرف سایه مرگ    رقص خاکسترودود

کومه های بی سقف           خالی ازآدم بود

آسمون یخ بسته              جیغ می زد سرما

غرق دلتنگی بود                  مردتنهای ما

با دوپای تشنه               جاده رومی نوشید

روبه شب می تازید         درغیاب خورشید

جنگلا پوسیده                   کوه هم ترسیده

قرص ماه وانگار                آسمون بلعیده

روی شاخه فلز                 دستمالی خونی

نعش یک جادوگر           مرده ای طاعونی

برج ویرونی بود                  سرهرآبادی   

قفسی بی میله                       جسد آزادی

رفت وجز تنهایی          رو زمین هیچ نبود

خسته وبی مقصد            راهشو می پیمود

هرطرف سایه مرگ    رقص خاکسترودود

مرد تنهای ما                    آخرین آدم بود.

درودی دیگر.این روزها بیشترازدیروزها همه چیزدست به دست هم می دهدتا موسیقی وهنرسرکوب شود عواملی که نمیدانم به ترتیب اولویت اما گمان می کنم به قرارزیراست:

مذهب(شایدبرداشت غلط ازمذهب)-دولت(باهیچ برنامه ای درسمت رشدهنرو بخصوص موسیقی)-عادت های بدما ایرانیان(مثل عادت نکردن به کارتیمی و...)-فضای تربیت نشده-مرگ نوآوری-......بی خیال.درفرصتی دیگر مفصل می پردازم. یا علی 

نویسنده : کاوه رییسی : ٩:٤٦ ‎ب.ظ ; ٢٦ امرداد ۱۳۸٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

بی ترانه ام

چندان روبه راه نیس اوضاع واحوالم فرصتی برای اندیشه وترانه نوشتن وگیتارزدن نیس بعله عزیزدل دلگیرم به این میگن غم نون...منم وکارای نیمه تموم ازاین دست:

کرم ابریشم(شاید)

باتموم این حرفا

مثل کرم ابریشم

دلخوشم که ازپیله

عاقبت رهامی شم

گنگه طعم آزادی

بی حصارو بی میله

باتموم این حرفا

دلخوشم به این پیله

نویسنده : کاوه رییسی : ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ ; ٤ امرداد ۱۳۸٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

باورکنین یه جاهایی حق تقدم با ما بود

با درود به شما بازدید کننده نازنین مجموعه ای از ترانه هام شامل۴۱ترانه با نام ؛ازسقوط حدسی عاشقانه؛توسط انتشارات ثالث به چاپ رسیده که فعلادرتهران پخش شده    

 کوله بار

باید به خودم برگردم

ازاین من نیمه کاره

ازاین شب لب گزیده

به نعره های دوباره

باید به خودم برگردم

ازاین ناکجای مشکوک

ازتلف شدن به دست

این همه خدای مشکوک

***

  - روعرشه ابری دل سپردن

   وقت عبورازاین هوای بن بست

   روزتلافی سکوت وگریه

   حق تقدم با من دیوونه است

   می خوام تا ابرا ببرم صدام و

   شب اگه گریونم روزابخندم

   یکی صدام می زنه ازیه جایی

   وقتشه کوله بارم وببندم-

      ***

تواین برهوت بومی

مثل من وتوزیاده

به واژگونی رسیده

توپیچ بی رحم جاده

اگه بالت وشکوندن

"پروازو به خاطربسپار"

زندگیت وپرپرنکن

پشت سکون یه دیوار.

 

نویسنده : کاوه رییسی : ٧:٤٠ ‎ب.ظ ; ٩ خرداد ۱۳۸٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

ترانه یعنی تاول پای من.........

به احترام اوبه دنیای زلال کودکی کوچ میکنم به سه سالگی تازندگی رابی دروغ وبی دغدغه در٢٣اردیبهشت رقص کنیم.(به عصاره جانم پارسا)

کودک من

به احترام دست تو دستام وقایق می کنم

تموم رودخونه ها رو یک به یک عاشق می کنم

روپوست جادویی شب یه شاخه گل حک می کنم

به احترام چشم تو به آسمون شک می کنم

     کودک من تولدت مبارک

     پاره تن تولدت مبارک

باشه اگه هدیه می خوای قلبم واز جا می کنم

به احترام خنده هات به آب وآتیش می زنم

دورسرت می گردم وکلاه وپولکت میشم

اسب سفید رویاهات حتی عروسکت میشم

     کودک من تولدت مبارک

     پاره تن تولدت مبارک

             ***

باچشمای بسته          میون رویاهام       

توروجست وجو می کنم

یه دنیای خوشرنگ    جهان دور ازجنگ   

برات آرزو می کنم.

                          .............

                                به تعدد وزن ها دریک ترانه بیشترباید بنگریم.

نویسنده : کاوه رییسی : ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ ; ۳ خرداد ۱۳۸٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

بروبچه های تبارترانه: خوش اومدین ترانه ای برای خلیج

  عاشقانه ای که به خلیج پیوست

  دامن چین چینش وتن می کنه         

  موجاش وهمسایه من می کنه

  با لپ سرخابی تب گرفته ش  

  خورشیدوانگشت به دهن می کنه                                                                                                                                                                           می رقصه می رقصونه ماهی هارو   

  می رقصونه مرغای ماهی خوارو

  گوش ماهی می پاشه روفرش ماسه   

  غرق تماشا میکنه هوارو

  

  ساحل دریای جنوبه گلم 

  همیشه هاش بی توغروبه گلم 

  اندازه غربت من عمیقه 

  قد قشنگی توخوبه گلم 

  یه حس موندنی به آدم میده 

  یه آسمون غم وغرورم میده 

  خلیج بی چون وچرای فارسه 

  بوی غلیظ  سرزمینم  میده.   

                                                                      

قافله سالار ترانه------------------------------------------------------------

  به راستی چیزدیگری است.آنگونه که باید.چه وقتی که ازدردهایمان می سراید«غیبت عشقه که مارو می کشه»چه وقتی که ازشوق سرازیر می شود.«آخ که چه حالی داره».به جای زن می  گرید درمقام مرد نعره می زند.نمی تواندآرام بگیرد بی امان یک دریچه می یابد پرازحادثه دریچه ای که خاص اتاق اوست وباعبورازیک نگاه جسورانه وناب باترکیباتی باران خورده  واژه راآنچنان درکنار هم به رقص وامی دارد که حتی می توان بی کمترین توجهی به معنی ومفهوم درلذت یک اتفاق به نظاره نشست.ازابریشم چین تاخزه ازدلکوکی ترانه تا دوستت دار م ها ازخزرتاخلیج فارس.تورابه یک گالری نقاشی دعوت می کند روان هرکلمه ضربه ای ازقلم مواست که باید درجایگاه خودخوش بنشیند.آغازگرترانه نوین ایران هنوزوهرروزنوترازپیش برای نسل من می سراید.دراین بازارشش وهشت آزاری دراین واژه کشی گوش خراش دراین بی سروسامانی ........امانه بگذارید خاطرنازکتان رالااقل دراین مجال نیازارم.یک جرعه ازآن چشمه بیدار را نوش می کنیم:

مشت من اندازه قلب منه             مشتم وبرای تووا می کنم

چشم من اندازه پنجره هاست        توروبی پرده تماشامی کنم

..........................................................................

 

بادرود!

توفکر اینم که تو وبلاگم یه سری بحثای تخصصی در رابطه باترانه مثل تاریخچه اوج وفرود عناصروویژگی های خاص ترانه ونقدوبررسی و...روعنوان کنم.اماباتوجه منابع اندک والبته بضاعت ناچیز من ازشما ترانه سرایان ویا ترانه شناس ها یاری می خوام.

تابعد

نویسنده : کاوه رییسی : ٩:٢۳ ‎ق.ظ ; ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

سلام سلامی به صرف دوفنجان ترانه:

   اینجا ترانوش سرزمین ترانه های من!

  

    

    اتاق من

  اتاق بی قالی و گل

  روزنه‌ای رو به سقوط

  دریچه ای کپک زده

  پرده تارعنکبوت

  ساعت سرخورده گیج

  تو ارتفاع خستگی

  سقف کلنگی پر از

  دلهره شکستگی 

  اتاق من دل منه

  باریتم پوچی می‌زنه

  ازتن وامونده من

  لعنتی دل نمی کنه

  سقف ترک خورده داره

  گلدون گل مرده داره

  یه خارسمی تو گلو

  یه چاقو تو گرده داره 

  تورختخواب شب شبیه بختک

   پچ پچ قیچی درگوش میخک

  بغض عفونی شده گلومه

  ذوب منه گوشه این اتاقک 

  اتاق من دل منه

  باریتم پوچی می زنه

  ازتن وامونده من

  لعنتی دل نمی‌کنه

  سقف ترک خورده داره

  گلدون گل مرده داره

  یه خارسمی توگلو

  یه چاقوتوگرده داره

   -------------------------------------------                                           

   این ترانه رااز خلیج فارس شکارکرده ام.ازیک غربت صمیمی.

    عطرگلای عاشق

   ابر زمستونی چی داد به چشمات

  اون همه غربت وکی داد به چشمات

  گریه پاییزی که از راه رسید

  یه آسمون نقاشی داد به چشمات 

  من و به اقیانوس شب می بره

  پلک ستاره توچشات می پره

  بنفشه بارون میشه قاب آینه

  وقتی که نازت رو به جون می‌خره 

  کی می‌تونه سنگ و بباره جز تو

  این همه دلتنگی کی داره جز تو

  غزل نوازی کدوم قاصدک

  به دلنشینی سه تاره جز تو 

  ای نفسات عطرگلای عاشق

  عصاره ترانه های عاشق

  پیش تبسم خوش آهنگ تو

  چه زنگی داره این صدای عاشق 

  عقربه ساعت شماطه دار

  شوق قدم زدن نداره انگار

  لحظه تحویل توسررسیده

  ازتوگذشتن وگذاشته کنار 

  ای همه ثانیه‌ها می‌گشته

  دنبال معدن طلا می‌گشته

  سینه من جای تو بوده اما

  رو سردر آسمونا می گشته 

  ای نفسات عطرگلای عاشق

  عصاره ترانه های عاشق

  پیش تبسم خوش آهنگ تو

  چه زنگی داره این صدای عاشق. 

نویسنده : کاوه رییسی : ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ ; ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

اسم این قسمت روموقتامیذارم:منطقه ممنوعه!!!!!

                                                                                                                                     

 

 

نویسنده : کاوه رییسی : ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم